محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

195

مجمع الانساب ( فارسى )

ملوك جديد كرمان ايشان خطائيان‌اند ايشان را سلاطين گفتندى و اصل ايشان از تركان ختا است و دو امير بودند كه به ايلچىگرى و تحصيل مال از قراخطا پيش سلطان تكش بن ارسلان آمده بودند هر دو برادران . يكى بزرگتر را براق گفتندى و يكى فمثبر تانكو ( ؟ ) و چون ايشان به خوارزم آمدند مدتى باز ماندند و مال را به تحصيل رسانيده كسيد كردند و خود پيش تخت تكش باز ماندند چون دو مرد كافى بودند تكش ايشان را تربيت كرد و براق به حجابت مقرر شد و برادرش [ به ] همين سبيل . و او را براق حاجب گفتندى و نام اصليش قتلغ بود . و چون پسر سلطان محمد يعنى غياث الدين پير شاه به سلطنت عراق و فارس و كرمان معين شد براق را به اسم شحنگى به عراق فرستاد و در اصفهان اقامت ساخت . و براق در آن عهد تراجع كار خوارزميان و استيلاى چنگيز خان مشاهده مىكرد دلش از مملكت عراق سير شد . نيت كرد كه به طرف هندوستان رود و غزوى كند . باشد كه شهادت يابد . برخاست و به طرف كرمان آمد . چون نزديك شهر بردشير رسيد شجاع الدين بو القاسم از آنجا كه بختش برگشته بود به طمع آنكه چندى غلامان ختائى از براق بستاند با سوارى چند معدود بيرون آمد و با براق به حرب ايستاد . براق مردى كارديدهء جنگ آزموده [ بود ] تمثالى چند بساخت و يك صف از پس لشكر خود تعبيه داد و با شجاع الدين مصاف داد و او را بشكست و لشكرش منهزم كرد و او را بگرفت و پسرش بگريخت و قلعه را حصار برگرفت و براق برپاى قلعه بنشست و محاصره داد تا قلعه را مستخلص گردانيد و پدر و پسر را هر دو بكشت و مملكت كرمان او را